تبلیغات
درد دلی غریبانه - جبهه کجاست...؟
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : عباس جبلی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
درد دلی غریبانه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 23 مرداد 1390 :: نویسنده : عباس جبلی

این مطلب رو در تیر سال 89 نوشتم.

در حال نگاه به تمثال شهدای مسجدمون بودم، به حالشان غبطه می‏خورم و ناراحت از این که تو این زمونه فیض شهادت کمتر نصیب بنده‏ای می‏شه، تو این حال و هوا بودم که یکی از نوجوونهای مسجد با اصرار، کلیپی که اصلا به سن و سالش نمی‏خورد رو به من نشون داد. من اولش جاخورده و نمی‏دونستم چی کار کنم! موبایلشو بگیرم، سرش داد بزنم، دعواش کنم...؟ فقط گفتم تو که بچه مسجدی هستی در شأن تو نیست که موبایلت خونه شیطون باشه. اون که تو سنی نبود که بتونه بعضی چیزارو تشخیص بده به احترام حرف من اون کلیپ رو پاک کرد.

چند روزی این ماجرا فکرمو به خودش مشغول کرده بود، تو این فکر که دشمن چقدر به ما نزدیک شده و حتی وارد بیشتر خونه هامون شده؛ بله با یک ریسیور و یک دیش میشه قبله دل هر خونه ای رو به سمت یه کشوری تنظیم کرد. هر سمت که جاذبه هاش بیشتر باشه؛ با یه دستگاهی که چند وقتیه همدم خیلی ها شده و تو جیب، کیف یا گردن خیلی ها میشه پیداش کرد، تو نماز خیلی ها هم سیم اتصال به خدا رو با یه زنگ پاره میکنه (البته اگه اتصالی باشه) با دندونهای آبیش (Bluetooth) رگ غیرت و حیای خیلی ها رو پاره کرده و با چشمی که داره خیلی از اتفاقات رو ضبط میکنه غافل از چشم بینایی که همیشه در حال ضبط اعمالمونه!

بازدن چند دکمه روی کیبرد تو سایت گوگل و فشردن کلید اینتر دریای بی کران مطالب خوب یا بد در دسترسه، که میتونی هر چیزی که بخوای به دست بیاری. دشمن با معجونی که در اختیار ما قرار داده کار را بسیار سخت نموده و از این ابزار هم میشه درست و هم نادرست استفاده کرد ولی پیدا نمودن راه درست بالاخص برای قشر نوجوان و جوان بسیار سخت و مثل راه رفتن روی لبه تیغ میمونه.

کجای کار میلنگد؟ چرا کسی لشکرکشی نمیکند، دیگه درگیری دشمن مرز ندارد، هجوم خاموش صدا ندارد، پس جبهه کجاست؟ پشت میز رایانه هنگام بازی نوجوانانی که سخت مبهوت آن شده اند... جبهه آنجاست؟ بلوتوثی روشن می شود... جبهه آنجاست؟ دیش ماهواره ای روی بام نصب میشود ... جبهه آنجاست؟ پیامکی دریافت میشود... جبهه آنجاست؟ سیگاری کنار نوجوانی روشن میشود... جبهه آنجاست؟ بمب های اتم ضدفرهنگی در کنارمان منفجر میشود و ما منتظر صدای آنیم. غافل از آنکه بیصدا میکشند و اسیر میکشند. واقعا جبهه آنجاست؟

خوشحالم، خوشحال از اینکه در جبهه فرهنگی و سنگری به نام مسجد، سربازی گرچه ضعیف، ولی هستیم و دلخوش به اینیم که شاید از عملیات های بی نام و نشانی که صورت میگیرد، اسیری از دست دشمن آزاد شود و یا سربازی به این جبهه ها افزوده شود.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 13 مهر 1390 01:36 ب.ظ
سلام .چطوری ؟ واقعا عالی بود ممنون میشم اگه مطالب خوبی داشتی برام میل کنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر