تبلیغات
درد دلی غریبانه - از تو بعید بود حاجی!

از تو بعید بود حاجی!

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:چهارشنبه 25 دی 1392-04:46 ب.ظ

مداح عزیز، حال وقتی صدایت را از تلویزیون و یا ضبط اتومبیل و یا ایستگاه های صلواتی می شنوم ناخودآگاه یاد هفت تیرکشی ات می افتم.

نمی دانم تویی که هزاران نفر از سراسر شهر به بهانه ی ارباب بی کفن با صدای دلنشینت گرد هیئتت می آیند، چرا؟ تویی که حرفت برایشان سند است و عملت الگو! به همان اندازه که الگویی بزرگ هستی به همان اندازه هم خطاهایت بزرگ است. قبول نداری؟

نمی دانم و نمی خواهم بدانم دلیل تیراندازی ات چه بوده؟ هرچه بوده شلیک به زن و شوهر ، اراذل و اوباش، تهدید و ... از تو که به عنوان یک چهره فرهنگی در دل جوانان جاخوش کردی این کار بعید بود.

به نظرم بدترین گزینه را انتخاب کردی. آن جا که از صبر حضرت زینب(س) می خواندی و برای ما توصیه به صبر و سعه صدر می کردی، فکرش را هم نمی کردم با یک بگو مگوی ساده از کوره در بری و هفت تیری را که نمی دانم از کجا آوردی به روی یکی از هم وطنانت بکشی! یقینا اگر سیره اهل بیت را که صدها بار در مجالست خوانده بودی عمل می کردی الان به عنوان الگوی عملی نیز درخشان تر از گذشته می درخشیدی!

اگر موضوع تهدید بود بهتر نبود اطلاع بدهی تا بررسی کنند و برایت محافظ بگذارند؟ اگر تصادف بوده همانند ما به 110 زنگ میزدی تا پلیس بیاید و برایت کروکی بکشد؟ اگر اراذل و اوباش بودند خوب همان کاری را که مردم عادی می کنند انجام می دادی. یقین دارم اراذل و اوباش هم اگر بودند به احترام امام حسین وقتی چهره ات را می دیدند از شرمندگی چیزی برای گفتن نداشتند. به نظرت با این رفتار به دین ضربه ای وارد نکردی؟! شاید ظرف و مظروف مناسب نبوده و ظرفت بسیار کوچک!

---------

چرا بعضی ها خودشان را از مردم جدا می دانند؟ چرا برای تأمین امنیت خود، اسلحه گرم به خود می بندند و قاضی می شوند و حکم جاری می کنند؟ فکر نمی کنند اگر هر کس بخواهد اینطوری عمل کند سنگ روی سنگ بند نمی شود؟ چرا بعضی ها هر چه بخواهند انجام می دهند و کسی جلودارشان نیست؟ آیا اگر دیگران هم همین حرف ها و اعمال را مرتکب شوند اینگونه ختم به خیر می شود؟

چرا برای توجیه این کار زشت نام مقدس ارزشی و .... را بر زبان می آوریم. چرا می گوییم توطئه کردند و به ترور شخصیت ها مشغولند. مگر بقیه اهل دین و ارزش و اعتقاد نیستند؟ چرا با این تعابیر همه چیز را لکه دار می کنید؟ چرا هر وقت انتقاد می شود منتقد را به سکولار بودن و ضد دین و ... متهم می کنیم. برچسب زدن کار ساده ایست اما به اشتباه خود پی بردن و سرتسلیم به قانون فرو آوردن کار سخت تری نیست...!

چرا وقتی به مشکل بر می خورید مجاری قانونی را اعتنا نمی کنید ؟ آیا قانون نقص دارد؟ آیا مجریان قانون لایق نیستند؟ چرا به حکم خود عمل می کنند؟ چرا؟

چرا برخی که نه شغل امنیتی و نظامی دارند و فقط در توهم تهدید هستند به خود اجازه می دهند با رانت و رابطه برای خود یک لایه امنیتی درست کنند؟ مگر خونشان رنگین تر است؟

البته خطای برخی از این افراد را نباید به پای هم صنفی هایشان گذاشت و یقینا در هر صنفی خطاکار وجود دارد و شرح و بسط به همه کار بسیار غلط و غیرمنطقی است. اما موضع گیری در خصوص محتوای خطا می تواند به آرامش و امنیت روانی و اجتماعی اقشار مردم کمک به سزایی کند.

آمار رسمی از تعداد نیم میلیون نفری افرادی خبر می دهد که با خود اسلحه کمری دارند. این طبیعی است برای حفظ امنیت جامعه به افرادی با اجازه قانون سلاح تحویل دهند. یقینا ایشان که کارشان امنیتی است به خوبی می دانند و ثابت کرده اند که آخرین راه، استفاده از اسلحه است نه اولین راه! یقینا آنهایی که دچار خبط می شوند همانهایی هستند که مسیر قانونی اخذ سلاخ را دور زده اند و از کاتالیزورهای دوستان استفاده کرده اند. آیا این را نمی شود کاپیتالاسیون نامید؟

از قوه قضاییه نیز انتظار می رود جهت اطمینان خاطر افکار عمومی به نحو احسن و قانونی و چه بسا سخت گیرانه تر به این پرونده رسیدگی کند. البته شنیدم آقای شاکی رضایت دادند اما یقین دارم مدعی العموم باید ورود پیدا کند، اگر اقدام جدی مقابل اینگونه اعمال نشود در آینده این قبیل اتفاقات بیش از پیش تکرار خواهد شد. یکی از علل اصلی انقلاب اسلامی به یقین مبارزه با ویژه خواری ها و خاصه خواری ها بوده؛ قرار نیست قانون و انسان و احترام و اخلاق و دین و آزادی و حقوق مردم و ... فقط به خاطر عده ای منفعت طلب زیر پا گذاشته شود.

سازکار گرفتن اسلحه چیست؟ اگر بعدها یک بازاری، کارگردان، بقال و استاد دانشگاه و ... اسلحه کشیدند و با افتخار چند تیر هم شلیک کردند جای تعجب هست یا کاملا طبیعی است؟ آیا مجازات های حمل سلاح و استفاده غیر مجاز ناکافیست؟ شاید برای حمل اسلحه مجوز بتوانند دست و پا کنند اما استفاده ناصحیح آن را به هیچ عنوان نمی شود توجیه کرد.

این تیراندازی شاید ثابت کند برخی ها قانون، امنیت، جامعه و مردم و .... را جز برای منفعت خود نمی خواهند. و قانون خود را ارجح از قانون جامعه می دانند. امنیت خود را از امنیت مردم و ... می دانند. (عباس جبلی)

 

منابع مرتبط:





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 08:38 ق.ظ
bookmarked!!, I like your website!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر